اعتباربخشی بیمارستانها و مراکز درمانی فرآیندی است که می تواند به ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند این فرآیند از طریق ارزیابی کیفیت فرآیندهای سازمانی و عملکرد آن طبق استانداردهای مصوب و منطبق بر استانداردها توسط سازمان ها یا گروهی مستقل و افرادی مجرب و متخصص برای ارزیابی سطح عملکرد در ارتباط با استاندارد و پیاده سازی روش ها برای بهبود مستمر خدمات در بیمارستان انجام می شود.

 


اعتباربخشی لزوماً تنظیم یکسری استاندارد نیست اعتباربخشی بر تضمین کیفیت از طریق کاهش خطاهای گروه های بهداشتی و درمانی تأکید دارد.

 

اعتباربخشی بر 2 نوع بین المللی و ملی است که در ایران در سطح ملی آغاز شده است. اعتباربخشی ملی هم به 2 بخش مجزا تقسیم می شود یکی استانداردهای بیمار محور و دیگری استانداردهای مدیریت است.

 

بخش بیمار محور شامل دسترسی به مراقبت و تداوم آن، حقوق بیمار و خانواده، بررسی بیمار، مراقبت از بیماران، مراقبت جراحی و بیهوشی، مدیریت دارو و آموزش بیمار و خانواده است.

 

بخش استانداردهای مدیریت نیز شامل توسعه کیفیت و ایمنی بیمار، پیشگیری و کنترل عفونت، مدیریت رهبری و هدایت، مدیریت تسهیلات و ایمنی، شرایط و آموزش کارکنان و مدیریت ارتباط و اطلاعات است.

 

ارزیابی شامل پایش و بررسی همه زیر سیستم های بیمارستان برای اصلاح مستمر کیفیت خدمات بالینی، ساختار، فرآیندها، نتایج و عملکرد سازمانی است.

 

با توجه به تعاریف شاخص ها و استانداردهای مطرح شده پرستاری به عنوان اصلی ترین و محوری ترین گروهی است که باید در پیاده سازی این فرآیند ایفای نقش داشته باشد.

 

در بحث پرستاری و اعتباربخشی فرض بر این است که باید حداقل استانداردهای نیروی انسانی را داشته باشیم تا وارد مقوله اعتبار بخشی شویم. در آمریکا در سال 1960 بحث تأمین نیروی انسانی برای اجرای اعتباربخشی مطرح شد.

 

وقتی در کشوری نیروی انسانی یک سوم حداقل استانداردهای جهانی است در بخشی با 30 تخت و گاهی به همراه 2 تا 3 بیمار نیازمند به مراقبتهای ویژه فقط 2 پرستار وجود دارد. عملاً این 2 نفر کار 6 پرستار را انجام می دهند و این 2 هر چه هم بکوشند نمی توانند کار 5 تا 6 پرستار را انجام دهند از این رو خطای پرستاری اجتناب ناپذیر است.

 

در بخش مراقبتهای ویژه 3 بیمار به یک پرستار داده می شود در بخش عفونی نیز برای هر بیمار باید دستکش و ماسک جداگانه ای استفاده شود که با سپردن 30 بیمار به یک پرستار این امر امکانپذیر نیست با این شرایط رعایت اصل ایمنی بیمار و پیشگیری و کنترل عفونت در اعتباربخشی امکانپذیر نیست.

 

پرستاری که فرصت صرف غذا را ندارد نمی تواند وقت کافی برای بیمار و خانواده وی بگذارد. بنابراین وقتی مدلی از کشورهای توسعه یافته الگوبرداری می شود باید این الگو همه جانبه باشد برداشتن یک قطعه از مجموع  شکل گرفته پازل و پیاده کردن آن فایده ای ندارد.

 

 

 

 

 

بهتر بود طراحان این طرح به تعداد نیروی پرستاران کشورهایی که از آنها الگو برداشتن توجه می کردند البته نیروی انسانی یکی از دلایل است.

 بر اساس نتایجی در ایالات متحده آمریکا با افزایش 2 ساعت به میزان ساعت کار پرستاران میزان خطا 14 درصد افزایش یافته است که یکی از مباحث اعتباربخشی هم کاهش میزان بروز خطا و اشتباه است.

 

پرستاران ایرانی در ماه بیش از 100 ساعت اضافه کار اجباری دارند اغلب پرستاران به علت مشکلات معیشتی 48 ساعته کار می کنند(در چندین محل) که با این شرایط درصد خطا افزایش می یابد.

 

مسئولان بدون در نظر گرفتن موارد فوق نسبت به پیاده سازی اجباری اعتباربخشی اقدام کردند حال آنکه اعتباربخشی در آمریکا داوطلبانه است اگر در ایران نظرسنجی می شد بدون شک هیچ پرستاری راضی به اجرای این طرح نبود.

 

اعتباربخشی در ایران به یکسری اوراق و مستندات خلاصه شده است چون مسئولان اوراق را می بینند نه بالین، عملکرد و کیفیت را. بنابراین اجرای اعتباربخشی نه تنها کیفیت را افزایش نداده بلکه باعث کاهش کیفیت نیز شده است چون وقتی که پرستار باید صرف بیمار کند به مستندسازی و گزارش نویسی می گذرد.

 

وقت سرپرستاران و پرستاران به شدت برای اعتباربخشی گرفته شده و سبب افزایش میزان خسارت به بیماران شده است از این رو اعتباربخشی باید هر چه سریعتر جمع شود چون به نفع بیمار، مردم و نظام سلامت است.

 

طرح اعتباربخشی نه تنها سبب بهبود کیفیت خدمات نشده بلکه افت کیفیت را به همراه داشته است و مسئولان باید به جای طرح مسائل انحرافی به دنبال حل مشکلات ریشه ای پرستاران و افزایش میزان جذابیت این حرفه باشند تا کمتر شاهد ترک خدمت، مهاجرت و خانه نشینی آنها باشیم.

 

سیاست های پزشک سالارانه سبب شد تا در سالهای پس از پیروزی انقلاب پرستاران هیچ وقت درک نشوند که البته در این میان مردم متضرر می شوند.   



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/٢ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : عصمت شادنام | نظرات ()
.: :.