"در حرفه کسی همچو پرستار نداریم / این گونه پر از سختی و دشوار نداریم

بس دل نگران بهر مریض از دل و از جان / شب تا به سحر دیده بیدار نداریم

این گونه چنین مایه گذار از تن شیرین / دلخسته و دلسوز و دل افگار نداریم

در روز و شب و گردش ایام و زمانه / یاریگر و پرسنده بیمار نداریم

بس همچو ملک خوانده و گفتند ز حسنش / این حرف عیان را سر تکرار نداریم

سنجش به چه بتوان بنمود ارزش و قدرش / در کار خدایی حد و معیار نداریم

از لطف و محبت، به از این فوج پرستار / دریا دل بی منت و آزار نداریم

 

"ای لباس سپید فرشتگان بر تن! / قلب بر کف به عشق بیماران!

روز تو روز یاس سپید / روز عشق و ایثار، روز امید و نوید"

 

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢ | ٥:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : عصمت شادنام | نظرات ()
.: :.